امروز پنجشنبه مورخ ۹۶/۰۳/۰۴
شناسه ی خبر: 3368 تاریخ: پنجشنبه 21 اردیبهشت , 1396

تبیین عقلانیت وحیانی و مقایسه آن با عقلانیت سنّتی و مدرن


حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی جوادی آملی در نخستین پیش نشست کنگره بین المللی «توسعه و تعالی علوم بر پایه عقلانیت وحیانی با تکیه بر اندیشه های علامه جوادی آملی» بیان داشت: عقلانیت وحیانی یک شیوه معرفتی و یک منهج و راه و روشی است تا یک علم صحیح و اصیل که پایه‌گذار هر خیری است تحقق پیدا کند.

به گزارش ملکوت به نقل از پایگاه اطلاع رسانی اسراء: نخستین پیش نشست کنگره بین المللی «توسعه و تعالی علوم بر پایه عقلانیت وحیانی با تکیه بر اندیشه های علامه جوادی آملی» با عنوان «توسعه و تعالی علم سیاست و اخلاق» برگزار گردید.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء: حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی جوادی آملی در نخستین پیش نشست کنگره بین المللی «توسعه و تعالی علوم بر پایه عقلانیت وحیانی با تکیه بر اندیشه های علامه جوادی آملی» با عنوان «توسعه و تعالی علم سیاست و اخلاق» که روز چهارشنبه در محل سالن همایش پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، در سخنانی به توضیح و تبیین عقلانیت وحیانی و مقایسه آن با عقلانیت سنّتی و مدرن پرداخته و بیان داشت:

عقلانیت وحیانی یک شیوه معرفتی و یک منهج و راه و روشی است تا یک علم صحیح و اصیل که پایه‌گذار هر خیری است تحقق پیدا کند.  البته این هر سه واژه علم، توسعه و تعالی، نیاز به تعریف و توصیف دارد که در این نشست‌ها راجع به آن صحبت می‌شود.

وی با بیان اینکه عقلانیت وحیانی یک شیوه معرفتی جامع و کامل است، بیان داشت: آنچه بیشتر باید به آن توجه کرد واژه عقلانیت وحیانی است، عقلانیت وحیانی که نیاز به تبیین و توضیح دارد در حقیقت نه کاستی‌ها و کمبودها و نقص‌های عقلانیت سنّتی را دارد و نه عیب‌ها و نقص‌هایی که برای عقلانیت مدرن شناخته می‌شود، عقلانیت وحیانی یک شیوه معرفتی جامع و کاملی است که برای فهم و درک صحیح از علم و همچنین توسعه و تعالی آن در نظر گرفته شده است.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم به ویژگی‌ها و نقص های عقلانیت سنتی اشاره کنیم باید بگوییم، در عقلانیت سنّتی ما یک منبعی داریم به نام نقل که همان کتاب و سنّت است و این منبع تنها منبع معرفتی است که بایستی تلاش کرد و علم را در حوزه‌های مختلف از این نقل به در آورد و برای نیازهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظایر آن بهره گرفت. این نوع از عقلانیت که در نظام سنّتی ما کاملاً مورد توجه است و متعصّبانه بر آن اصرار می‌شود دو نقص عمده و اساسی برای آن وجود دارد: نقص اول و عمده‌ای که برای این نوع از عقلانیت است این است که نقل را مرادف با وحی گرفته است و آنچه در ظواهر کتاب و سنت وجود دارد این را به عنوان وحی می‌داند و سعی‌اش این است که این ظواهر و آنچه در سطح این معارف وجود دارد به عنوان یک منبع معرفتی نه، بلکه معرفت هستیِ دین تلقّی شود و دین همان است که در این روایات جمع شده است و عقل در این زمینه در حدّ یک موجود برخوردار از نقل است و تنها مفتاح است نسبت به آن و نه حتی مصباح؛ چون سه شأ‌ن برای عقل ذکر می‌کنند یا مفتاح است یا مصباح است و یا میزان. شأنی که این بزرگواران و سنت‌گرایان عقل سنتی به آن وفادارند همین است که نقش عقل، نقش مفتاحی است و درگاهی را به عنوان دین برای جامعه دینی باز می‌کند و باید آن را مدّ نظر قرار داد. بنابراین این دو جهتی که منشأ دو کمبود است را ما در عقلانیت سنّتی داریم.

وی در ادامه به تبیین عقلانیت مدرن پرداخته و با اشاره به معایب و نقایص آن بیان داشت: اما در عقلانیت مدرن که متأسفانه اسم روشنفکری دینی هم بر آن گذاشته می‌شود این هیچ وفادار به دین نیست، این دین را به یدک می‌کشد با گزاره‌هایی که برای این نوع از عقلانیت به عنوان عقلانیت مدرن ارائه کرده‌اند؛ طبعاً دین، جایگاه اصلی و اساسی ندارد، معیارها و ضوابطی که برای این نوع از عقلانیت است در حقیقت همان چیزی است که در نظامات فکری غرب شکل گرفته و او بناست بیاید و به دین رنگ ببخشد و دین را در سایه این‌گونه از مسائل، انسان بخواند. نقل باید خود را به عقل منطبق کند و در این نوع از نگاه این اشکال بزرگ این است که عقل به عنوان میزان دین شناخته می‌شود، عرفیت و عقلانیت مدرن، معیارند و دین و نقل خود را باید منطبق با آن بکند، منطبق با عرف و مقتضیات عالم دنیا بکند.

ریاست محترم بنیاد علوم وحیانی اسراء در ادامه سخنانش در شرح عقلانیت وحیانی و حقیقتِ دین به خلطی که بین وحی و نقل اتفاق افتاده اشاره کرده و اظهار داشت: عقلانیت وحیانی ویژگی‌های عمده‌ای دارد که باید به آن توجه کرد از مهم‌ترین آنها این است که در این نوع از عقلانیت ما یک منبع داریم؛ منبع، هستی دین است به نام وحی که خدای عالم از جایگاه اراده الله ظهور کرده است و ارادهٴ تشریعی حضرت حق برای هدایت و سعادت در دین تجلّی کرد، هر آنچه را که بشر برای سعادت دنیا و آخرتش به آن نیاز دارد در وحی موجود است که تعبیر بین وحی و نقل را باید اینجا ما بشکافیم و این خلطی که در این رابطه اتفاق افتاده است و عقلانیت سنّتی گرفتار آن شده است باید اینجا تبیین شود و روشن شود که آیا آنچه به عنوان اراده الهی و دین موجود است آیا وحی است یا نقل؟ خدای عالم همان‌طور که به یک امر، اراده تکوینی او کلیّت نظام شکل گرفته است به لحاظ تشریع هم ﴿ان الدین عند الله الاسلام﴾ گرچه وقتی زمینی شد و عندالناس شد می‌شود مسیحیت و یهودیت و امثال ذلک اما عندالله، اسلام است و آن حیثیت عنداللّهی اراده اصلی خدای عالم به عنوان دین است که این دین برای همه آنچه بشر به آن نیاز دارد تحقق یافته و البته هر یک از انبیا به سهم و حصّه‌ای که از این دین دارند برداشت می‌کنند و البته دین جامع و کامل این به عنوان دین رسول گرامی اسلام(ص) آمده و پیغمبر این حقیقت را تلقّی کرده است ﴿من لدن حیکم علیم﴾ این دین است. حقیقت دین که جامع است به این امر اطلاق می‌شود. حالا چه مقداری از این دین تجلّی کرده و در کتاب و سنّت آمده، به چه زبانی آمده ، این را ما از آ‌ن به عنوان نقل یاد می‌کنیم.

دکتر مرتضی جوادی آملی با بیان اینکه در عقلانیت وحیانی آنچه به عنوان منبع است وحی است، اذعان داشت:

ما یک منبع هستی دین داریم که آن وحی است اما آنچه به عنوان نقل از آن یاد می‌کنیم این منبع نیست این دلیل و راهنماست و این نقل می‌آید تا وحی را بکاود و از آن حقیقت استفاده کند ،همان‌گونه که عقل هم چنین نقشی را دارد یعنی عقل و نقل سراج‌اند و وحی صراط است و این عقل و نقل با هماهنگی یکدیگر می‌روند تا آن حقیقت دین را که وحی خداست، که تلقّی مستقیم رسول الله و معصوم است آن را وا بکاوند و برای جامعه انسانی این را ارائه کنند که این می‌شود علم، معرفت و شناخت دینی نسبت به دین. پس آنچه به عنوان نقل در عقلانیت سنّتی وجود دارد این نقص را در عقلانیت وحیانی ما نداریم، در عقلانیت وحیانی آنچه به عنوان منبع است وحی است به تعبیر حضرت استاد، قرآن و عترت است نه آنچه از آنها به عنوان نقل ارائه شده است، گرچه ظاهر قرآن، وحی است هیچ تردیدی در این نیست اما این قرآن در کسوت محکم و متشابه است، در کسوت مطلق و مقیّد است، در کسوت علم حصولی است، در کسوت حجاب انتزاع مفهومی و امثال ذلک است و قدرت آن فهم حقیقت عینی و شهودی که معصوم است آن باید اصل و معیار قرار بگیرد.

وی در جمع‌بندی مطلب به نقص و کمبود موجود در عقلانیت سنتی و عقلانیت مدرن اشاره کرده و اظهار داشت:

بنابراین نکته اول در این رابطه این است که ما تعبّد به این نقل به عنوان یک منبع نهایی دین نباید داشته باشیم که این کمبودی است که در عقلانیت سنّتی وجود دارد بلکه این نقل را باید با راهکارهایی منقّح کنیم و ضمن اینکه هر کدام از این نقل و عقل در درون خود یک تراز و میزانی دارند که میزان صدق و کذب و حق و باطل در خود آنها هم روشن می‌شود از بیرون هم، معیارهایی برای حق و باطل اینها دیده شده است. چون در مباحث معرفتیِ ما، مجاری ادراکی ما را به سه دسته عمده تقسیم می‌کنند: نقل، عقل و شهود؛ این هر سه نقششان کشف است.

حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی اظهار داشت: نه نقل، منبع است و نه عقل و شهود، منبع است، شهودِ عارف آن مکشوف را دنبال می‌کند آن حقیقت غیبی و وحی را دنبال می‌کند، اینها راه هستند ،اینها مجاری ادراکی‌اند که هر سه می‌روند یک حقیقت را پیدا کنند ما سه مسیر داریم اما مثل چشم و گوش‌اند که یک حقیقت را می‌خواهند بشنوند و ببینند. مکشوفِ ما، دین است آنچه از راه کشف و شهود و عقل و نقل به آن می‌رسیم یک حقیقت است به نام وحی، عقل منبع نیست آن‌گونه که در عقلانیت مدرن دیده می‌شود عقل، سراج است و نه صراط، از عقل جز کشف برنمی‌آید.

دکتر مرتضی جوادی آملی با بیان اینکه عقل، نقل و شهود هر سه مجاری برای آن هستند که یک حقیقت به نام حقیقت دین کشف شود، بیان داشت: آن کسی که عقل را منبع دین می‌خواهد معرفی کند از دین چیزی نمی‌ داند، این به محاق بردن دین است. عقل، نقل و شهود این هر سه مجاری برای آن هستند که یک حقیقت به نام حقیقت دین کشف شود. ما یک صراط داریم که آن حق است و آن از قرآن و عترت برمی‌آید و لاغیر و تمام تلاش حکیمان و متکلّمان و عارفان در سطح نقل و کشف و شهود برای آن است که آن دین دیده شود. و این امتیاز بین این نوع از عقلانیت است با آن دو نوع عقلانیتی که هیچ کدام از آنها صواب نیستند، نه عقلانیت سنّتی با آن نقص‌هایی که دارد و نه عقلانیت مدرن با این عیب‌هایی که دارد و طبعاً نمی‌تواند منبع معرفت و مصباح و مفتاح برای دین باشد چه برسد برای اینکه بخواهد میزان باشد.

3368